تبليغاتX
من مي‌گم ... - داستان‌هاي 55 كلمه‌اي

سلام،

من كتاب داستان‌هاي 55 كلمه‌اي را نزديك دو سال پيش خواندم. داستان‌هاي كوتاه يا بهتر بگم بسيار كوتاهي هستند كه فقط از 55 كلمه تشكيل شده‌اند. واقعاً جالب و خواندني هستند. كتاب با نام اصلي the world’s shortest stories (Steve moss) ترجمه خانم گيتا گرگاني است و انتشارات كاروان آن را چاپ كرده است كه البته در شناسنامه كتاب ذكر شده كه اين داستان‌‌ها قبلاً توسط ديگر ناشران به چاپ رسيده است. در صفحه در باره كتاب نوشته <فقط يكي از داستان‌ها را بخوانيد. بعد سعي كنيد كتاب را ببنديد و از خواندن بقيه داستان‌ها صرف‌نظر كنيد، نمي‌توانيد!> "بارنابي كونراد"

در اين مدت كتاب را به چند نفر ديگر پيشنهاد كردم و احساس آنها نيز شبيه من بود. ديروز دنبال كتاب ديگري در كتابخانه‌ام مي‌گشتم كه دوباره چشمم به كتاب افتاد و دوباره آن را كامل خواندم! پيشنهاد مي‌كنم آن را بخوانيد.

<هديه‌اي بي‌نظير براي آنهايي كه ادعا مي‌كنند كه گرفتارتر از آن هستند كه بتوانند وقتي را براي مطالعه اختصاص دهند. اين داستان‌ها مثل ساندويچ‌هاي كوچك هستند ... غير قابل مقاومت‌اند> "سوگرفتون"

اما من چند داستان را انتخاب كردم كه آنها را به مرور براي شما نقل مي‌كنم.

Bedtime Story

“Careful honey, it’s loaded” he said, re-entering the bedroom.

Her back rested against the headboard.

“Is this for your wife?”

“No, too chancy, I’m hiring a professional”

“How about me?”

He smirked. “Cute, but how’d be dump enough to hire a lady hit man?”

She wet her lips, sighting along the barrel.

“Your wife”

Jeffrey Whitmore

قصه شب

مرد موقع برگشتن به اتاق خواب گفت:" مواظب‌باش عزيزم، اسلحه پر است"

زن كه به پشتي تخت تكيه داده بود گفت:" اين را براي زنت گرفتي؟"

"نه، خيلي خطرناك است. مي‌خواهم يك حرفه‌اي استخدام كنم"

"من چطورم؟"

مرد پوزخندي زد:" بامزه‌است، اما كدام احمقي براي آدم‌كشتن يك زن استخدام مي‌كند؟"

زن لب‌هايش را مرطوب كرد، لوله اسلحه را به طرف مرد گرفت.

"زن تو"

جفري وايت‌مور

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 1:28 توسط مصطفي گازري |