تبليغاتX
من مي‌گم ... - وقت طلاست (سربازي 3)

نوشته شده در تاريخ: 20/6/87

وقت طلا است

يا

آيا سربازي رفتن وقت طلف كردن است؟

وقت طلف كردن يعني چه؟ آيا انجام كاري زمان‌بر كه بر حسب اتفاق به نتيجه نمي‌رسد، هدر دادن وقت است؟ سر كوچه ايستادن ذبح كردن وقت است يا حرام‌كردن توانايي‌ها؟ آيا وقت با توانايي‌هاي افراد ارتباط ارزشي دارد يا به عبارتي آيا ارزش وقت افراد به اندازه توانايي‌هاي آنها نيست؟

زمان تنها داشته بشري است كه هيچ چيز جاي آن را نمي‌گيرد. سرمايه‌آي است كه بدون انسان از دست او مي‌رود و هيچ چاره‌اي نيست براي جلوگيري از هدر رفت اين سرمايه. در اين راه انسان هيچ چاره‌اي ندارد جز اينكه اين سرمابه را به گونه‌اي بارور سازد كه حداقل كمتر افسوس دوران‌هاي از دست رفته را بخورد. اما اين فرآيند عمق‌بخشي به زمان نسبي است و براي هر كس وضع خاص خود را دارد. چون نوع بشر با هم متفاوت هستند و همانطور كه سرانگشتان با هم تفاوت دارند، عقايد، تفكرات و قدرت ذهن افراد هم با هم متفاوت است و هر كس بنا بر توانايي‌هاي ذهني و فكري خود اقدام به غني‌سازي ساعات خود بر اساس علايق دروني كه منشاء تمام آنها ناشناخته است، مي‌نمايد. تأثير عوامل محيطي بر علايق افراد انكار ناپذير است اما مثال نقض اين مورد هم كم نيست.

به هر حال و بر اساس هر علاقه‌اي اين ما هستيم كه بايد براي وقت و عمرمان قيمت و ارزش‌گذاري كنيم.با اين اوصاف هزينه وقت دوساله‌ي يك جوان مهندس يا ليسانسه چقدر است؟ در ميانه‌ي يك ندگي 80 ساله، 2 سال زمان خاصي نيست؛ اما در دوره جواني 10 يا حداكثر 15 ساله، از 18 تا 35 يا 40 سالگي، 2 سال از بهترن سالهاي اين مدت هائز اهميت است. من مخالف سربازي نيستم. آموزشي بسيار خوب است و مهم و خيلي اخلاقيات مناسب را آموزش مي‌دهد و خلقيات بد را شايد از بين ببرد. اما دو سال انصافاً زياد است. در ابتداي زندگي و جواني، برنامه‌ريزي براي زندگي و ازدواج و اين جور حرف‌ها، دو سال بيكاري و بيشتر عدم استفاده كامل از تمام توانايي‌هاي فردي، نوعي تقابل با منافع ملت ايران است. [البته الآن كه دارم اين مطالب رو مي‌نويسم زياد با اين حرفها، حداقل اين پاراگراف، موافق نيستم]

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 13:49 توسط مصطفي گازري |