تبليغاتX
من مي‌گم ...

داستان ايران چك‌ها

يا

توليد پول در ايران چگونه بوده است و چگونه خواهد شد؟

 

سلام به همه، مدت زيادي كه چيزي ننوشتم. البته نوشتم اما اينجا بازتابي نداشته است. امروز اولين روز ابلاغيه ايران چكهاي جديد بود و من چون كار بانكي داشتم چيزهايي ديدم كه برام خيلي جالب بود و ديدم اگر با شما در ميون بگذارم بد نمي‌شه.

نكته اول اينكه امروز فهميدم بانك‌هاي ايران براي چاپ چك پول 50،000 هزار توماني فقط 1،500 تومان تمبر باطل مي‌كرد.

نكته دوم اينكه ايران چك‌هاي فعلي در يك سيستم ناتمام و با توجه به لزوم بازار در حالي پخش شده كه فعلاً غيرقابل ابطال هستند و عملاً اسكناس 50،000 هزار توماني است كه چاپ شده است.

نكته آخر هم اينكه اين چك‌ها اصلاً نبايد پشت نويسي بشن. يادآوري مي‌كنم كه طبق قانون اوراق بهادار هيچكس نبايد روي اوراق بهادار چيزي نوشت، مگر اطلاعاتي كه رو يا پشت سند به صورت جاي خالي از پيش تعيين شده و نوشتن هر نوع نوشته‌اي روي اوراق منجر به ابطال آن خواهد شد و بانك موظف به قبول نكردن آنها است. اوراق بهادار شامل پول، چك، سفته، اسناد اوراق مشاركت، برات و ... است. اوراق بهادار اوراقي هستند كه توسط دولت و بانك مركزي چاپ مي‌شود، معادل وجه نقد هستند و قابل خريد و فروش و معادل سازي با كالا در بازار.

و نهايتاً اين مسئله كه داشتم فكر مي‌كردم واقعاً در سيستم بانكي ايران چه خبر بوده و يا چه خبر هست؟ يعني سيستم بانكي و اقتصادي اين مملكت اينقدر فشل بوده است كه براي توليد پول به چنين راه‌هايي دست مي‌زنيم؟ الآن 12 ساله كه ما در سيستم بانكي خود از چك پول استفاده مي‌كنيم. اگر واقعاً در طول تمام اين دوازده سال نحوه عملكرد ما اينچنيني بوده حالا چرا انتظار داريم تورم كمي داشته باشيم يا حتي بتوانيم تورم را كنترل كنيم؟

بياييد با هم يك مسير گردش براي اين چك پول‌ها ايجاد كنيم! بانك 1،500 تومان را به من و شما 50،000 هزار تومان مي‌فروشد. البته پول خودمان را از حساب در مي‌آورد و به ما مي‌دهد، اما نكته اينجاست كه وقتي شما پول خودتان را مي‌گيريد بانك در واقع 1،500 تومان از موجودي خود كم مي‌كند اما شما 50،000 هزار تومان پول در دستتان داريد! از آنجايي كه تمبر به صورت درصدي تعيين مي‌شود، احتمالاً براي 500،000 هزار تومان بيش‌تر از 5،000 تومان تمبر باطل نمي‌شود، حالا بانك با اين اختلاف موجودي مانده در حسابش چه‌ مي‌كند؟ بانك سرمايه‌ي عظيمي دارد كه پول مردم است و به عنوان نماينده سرمايه‌گذاري مي‌كند. اما آيا واقعاً سود اين قبيل مشاركت‌ها بيشتر است يا وامي كه بانك به مدم مي‌دهد و حداقل 27 درصد سود دريافت مي‌كند. من كارشناس اقتصاد نيستم. شايد واقعاً وضعيت گذشته (سود بالاي بازپرداخت وام و رويه چك پول‌ها) درست بوده است و من چون نمي‌دانم بايد چه شاخص‌هايي را كنترل كنم به اين نتايج مي‌رسم، اما چيزي كه به ذهن من مي‌رسد اين است كه اين وضعيت مناسب نيست و نبوده.

برگرديم سر چرخه پول، حالا بانك همان پول را به مردم وام داده و از آنها 27 درصد (يا در سيستم جديد 17 درصد) هم به صورت ساليانه سود مي‌خواهد، در اين سيستم مردم مسئول تأمين نقدينگي بانك هستند! مطمئناً در اين سيستم توليد براي هيچ‌كس صرفه‌اي نخواهد داشت.

البته چاپ اوراق بهادار به صورت داخلي براي انتقال پول در داخل مؤسسات مالي، اتفاقي است كه مي‌افتد و هيچ‌اشكالي ندارد. چون بانك 1،500 تومان هزينه مي‌كند تا شما از شعبه‌اي به شعبه ديگر پول انتقال دهيد و حتي در برخي سيستم‌ها هزينه چاپ اين چك‌ها يا اوراق (به اين اوراق، اوراق بهادار اطلاق مي‌شود، اما دولتي نيستند و پرداخت وجه آن در عهده صادر كننده خواهد بود. مانند چك معمولي كه افراد از حساب خود صادر مي‌كنند و پرداخت وجه آن در عهده خودشان مي‌باشد.) از مردم گرفته مي‌شود.

نكته ديگر در اين مورد پشتوانه پول است. دولت به هنگاه چاپ پول يا اوراق بهادار پشتوانه پول خود را در نظر مي‌گيرد. ما مقداري از يك موجودي (در بيشتر كشورهاي جهان طلا و در ايران از زمان آقاي هاشمي كار) را به عنوان پشتوانه پول در نظر مي‌گيريم. فرض كنيد 1 كيلو طلا به عنوان پشتوانه پولمان داريم و 1000 ريال پول؛ يعني هر يال ما به اندازه 1 گرم طلا ارزش دارد. كشوري ديگر 1 كيلو طلاي پشتوانه پول دارد و 500 واحد پول، پس هر واحد از پول اين كشور به ميزان 2 گرم طلا ارزش دارد؛ نهايتاً كاملاً واضح است كه پول ما نصف پول آن كشور ارزش دارد. حلا فرض كنيد ما بتوانيم با هزينه‌ي 10 ريال كاغذي چاپ كنيم كه 1010 ريال ارزش داشته باشد. حالا ما 2000 ريال پول داريم اما همان يك كيلو طلا را، پس ارزش پولمان نصف شده، به همين راحتي. حالا شما مسئله ثابت‌بودن قيمت ارز در ايران را به اين معجون اضافه كنيد. يعني دولت موظف مي‌شود قيمت ارز را ثابت نگه‌دارد، پس بايد به اندازه كاهش ارزش پول، ارز خريداري كند. خوب ملت دوبار ضرر كردند در حالي كه هيچ تقصيري در اين موضوع نداشتند!

باز هم مي‌گم من كارشناس اقتصادي نيستم و عمران خوندم، اما اين چيزي بود كه به نظر من رسيد. فكر مي‌كنم اتفاقاتي كه در اقتصاد ايران در حال وقوعه همش بد نيست. فكر مي‌كنم به اميد خدا بايد منتظر اتفاقات مثبت ديگري هم باشيم.

حرف آخر اينكه اين مطالب رو در طرفداري از دولت نهم ندانيد، اين كار خوبي بود كه اتفاق افتاد، من اصلاً دوست ندارم از كسي طرفداري كنم و اين كار رو هم هيچ‌وقت با چشم بسته انجام نمي‌دهم. من بيشتر سعي مي‌كنم افكار رو تحليل كنم تا چهره‌ها رو!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 23:56 توسط مصطفي گازري |